ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
164
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
يمامه نهاد ، رياح گفت مرا خواهرى هست سه روزه راه بيند و او [ را ] بقبيلهء جديس شوهرى هست ، و سخن او معروف ، كه زرقا [ ء ] اليمامه خوانندش ، ايشان را خيمه [ 1 ] ؟ هدو حذر ؟ گيرند ، پس حيلهء ساختند ( 106 - آ ) و حسان بفرمود تا هر مردى شاخى بزرگ با برگ اندر پيش داشتند ، چنانك ديدار اسپ و مرد بپوشيد ، و همى آمدند ، تا زرقا درخت بيند ، و مردم نبيند ، پس جماعت جديس مر ترسيدند ، زرقا را نام [ 2 ] بر مناره فرستادند تا بنگرد ، و گفتا درختستان بسيار همى بينم كه رود ، شك نيست كه از پس آن مردماند و در كتاب معارف چنانست كه سوارى فرود آمد تا نعل باز گيرد ، يا عمارتى [ 3 ] كرده و بر نشست ، زرقا بديد ، و مردمان را بگفت ، هيچ باور نداشتند ، بعد سه روز حسان برسيد ، و همه را بكشت ، و قضا [ ى ] ايزد تعالى كار بكرده بود ، اندرين سخن زرقا ، اعشى گويد . شعر : [ 4 ] ما نظرت ذات اسفار كما نظرت [ 5 ] * يوما [ كما صدق ] [ 6 ] الذئبىّ اذ سجعا قالت ارى رجل فى كفه كتف * و يخصف [ 7 ] النعل الصغرانه [ 8 ] صنعا فكذّبوها بما قالت فصبحهم * ذو آل حسان يرفى السم و السلعا [ 9 ] پس زرقاء اليمامه را بگرفتند و گفتند چونست كه ما را نديدى ؟ گفت ديدم باور كردند ، و ازيشان [ آن ] سوار را نشان داد كه چه وقت فرود آمد و بر نشست ، حسان خيره ماند ، و گفت چه ساختى كه همى چنين بتوانى ( 106 - ب ) ديدن ؟ زرقا گفت هرگز تا سرمه نكردم اندر چشم نخفتم ، پس حسان بفرمود تا هر دو چشمش بكندند رگهاى سياه در وى پيدا بود ، و آن را كه جذيمه درين وقت به يمامه سپاه آورد و حسان [ را ] غارت كرده بود خود گفتهايم ، و بروايتى گويند كه سپاه جذيمه را
--> [ ( 1 ) ] كذا . . . و معنى آن معلوم نشد و ظ : خبر [ ( 2 ) ] كذا . . . ؟ [ ( 3 ) ] كذا ؟ ظ طهارتى [ ( 4 ) ] بيت اول در طبرى : كونى كمثل الّذى ؟ اذ غاب وافدها ؟ * اهدت له من بعيد نظرة جزعا [ ( 5 ) ] طبرى : كنظرتها [ ( 6 ) ] طبرى : حقا كما صدق ، و بيت سوم در طبرى : اذ قلبت مقلة ليست بمقرفة * اذ يرفع الال راس الكلب فارتفعا [ ( 7 ) ] طبرى : يخصف [ ( 8 ) ] طبرى : النعل لهفى اية [ ( 9 ) ] طبرى : يزجى الموت و الشرعا ( 1 - 2 ص 773 ) دينورى وال جيشان يزجى الموت و اكشرعا ( 18 ) طبرى بيت ششم : فاستزلوا اهل جوّ من مساكنهم و هدموا شاخص البنيان فاتضعا ( ص 774 ) دينورى مصراع اخير [ ؟ ] ( 19 )